زين العابدين شيروانى

493

بستان السياحه ( فارسي )

و السّلام نازل كرديده بر همه امّت واجب شده كه ذوى القرباى رسول اللّه را كه فرزندان قلبى و قالبى و ولدان روحى و سرى و جسمى آن حضرتند اعنى فرزندان على ( ع ) و فاطمه ( ع ) صلوات اللّه عليهما كه يكى به حكم انفسنا و انفسكم نفس رسول اللّه ( ص ) و به مقتضاى انا و علىّ من نور واحد عين حقيقت كلّيّه محمّديّه ( ص ) است و يكى به حكم فاطمة بضعة منى پارهء تن و بضعهء روح و فلذه كبد آن جنابست دوست دارند و به اين جهت همه معصومين ( ع ) من الخاتم الى القائم ( ص ) امر بليغ و تاكيد شديد در خصوص محبّت خود فرموده‌اند تا به حدّى كه حبّ علىّ حسنة لا تضرّ معها سيّئة از آن بزركوار و امثال آن بظهور رسيده و قاعده عظماى ديكر كه متفرّع بر قاعده محبّت و مجموع قواعد ديكر بر آن منوط قاعده ولايتست و مرا چنان خوش مىآيد كه همچنان‌كه اعتقادات را اصول دين و اعمال را فروع مىكويند ثمرهء ولايت را دين نام كذارند چرا كه شجره كه اصل و فروع داشته باشد هركاه ثمر نداشته باشد ناقص و ناتمام است و بر طبق اين اصطلاحست حديثى كه در عنوان كتاب مصابيح القلوب مذكور است به اين عبارت كه انّ مثل هذا الدّين كشجرة طيّبة الأيمان اصلها و الصّلاة جذعها و الزّكاة فرعها و الصّيام لحاؤها و فى رواية عروقها و الحجّ اغصانها و اوراقها و ولايتنا اهل البيت اثمارها و مراد ما از ولايت در اين مقام بر طبق حديث شريف مذكور اعتقاد به امامت امام ( ع ) است چرا كه اين معنى در ايمان كه اصل است مندرج است و مشخص است كه مراد از ايمان اصول خمسه است كه يكى از آن اعتقاد به امامت است نه مراد از ولايت معنى اولويت در تصرّفست كه صفت اللّه و رسول اللّه ( ص ) و امام ( ع ) است كما فى قوله تعالى إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ چرا كه اين صفت متبوع و مقتدى است و بايد مراد از ولايت در اينجا معنى باشد كه صفت تابع و مقتدى باشد مانند اجزاى وى اعنى ايمان و صلاة و زكات و صيام و حجّ و نه بمعنى محبّت فقط است چرا كه محبّت فقط معنى است كه قبل از صلاة و زكات و صيام و حجّ بعد از حصول اعتقادات بايد متحقّق باشد بلكه مراد از ولايت در اين مقام لطيف و دقيق است كه تا به حال به نظر فقير نرسيده كه احدى از علماى رسوم متوجّه تعيّن مفهوم آن به نوعى كه مقبول سليقه مستقيم باشد شده باشند و به بركت اهل بيت ( ع ) فقير بفهم آن فايز كرديده و آن اينست كه ولايت در اينجا معنىايست مضايف معنى اولى بتصرّف كه صفت امام ( ع ) است اعنى خود را بتصرّف آن‌كسى كه بنص خدا و رسول معلوم شد كه اولى به تصرّفست دادن چرا كه موالات اهل البيت ( ع ) كفته‌اند و مفاعله صيغه مشتركه بين الطّرفين است پس همچنان‌كه به حكم إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ الآية امام اولى به تصرّفست در نفس ما از ما كه النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ و همچنين ا لست اولى بكم من انفسكم و چون خدا فرمود كه او اولى به تصرّفست لهذا امام بايد ما را تصرّف كند مانند كسى كه عبد خود را بتصرّف ديكرى دهد آن شخص البتّه بايد آن عبد را تصرّف كند ربّ حقيقى كه خداست ما را كه عبد حقيقى اوئيم بتصرّف خليفه خود كه امام باشد داده كه ما عبوديت او بجاى آوريم كه من اصغى الى ناطق فقد عبده همچنين چون خدا ما را بتصرّف امام ( ع ) داد در حينى كه امام ( ع ) ما را باذن خدا تصرّف نمود و حلقه عبديّت خويش بكوش ما كشيد ما را نيز تكليفى است كه ما هم خود را بتصرّف او بدهيم و او را تمكين كنيم كه هر تصرّف كه خواهد در ما بظهور رساند و تعبير ازين تصرّف دادن كه تكليف ماست در لسان شرع به بيعت مىنمايد و بيعت بمعنى فروختن است و حقتعالى به حكم إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ مشترى و نبى و امام به حكم إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ در اشترى خليفه خدايند و ما به حكم فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ بايعيم و اينست معنى ولايت در حديث شريف و به همين معنى است ولايت در آيه وافى هدايه وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ و كلام معجز نظام اللّهم وال من والاهم كه اوّل بعد از آيت انّما و ثانى بعد از كلمهء من كنت مولاه واقع شده چرا كه اين معنى چون صفت تابعست و مضايف آن معنى است كه صفت متبوعست لهذا بايد بعد از آن واقع باشد و اين ولايتست ثمرهء